اندر حکایت کرگدنیسم گفته اند که آمار بالای سرخوردگی در عشق منجر به رواج کرگدنیست در جامعه می گردد. اگرچه حقیر من باب آرماگدون بحثی ندارم.اما از گونه اعمال نظر حضرات پیداست که به دورانی  آخرالزمانی رسیده ایم، که گفته اند پس از عصر کرگدنگی رخ خواهد داد. نکته قابل تامل در این دوران توجه به شاخ نابجای کرگدن هاست که اگر این شاخ در وسط صورت نمی بود شاید اساسا" چنین انقلابی در این ارض وسیع حادث نمی گشت. توجه حضرات را به این نکته جلب می کنم که این شاخ نابجا در وسط کارزار سبب گشته که اساسا" موجودیت موجودی به نام کرگدن شکل بگیرد!! وگرنه کرگدن همان کریه با گردن بود.

پذیرش وجود این شاخ را به عقل وبینش نیوشندگان این داستان واگذار می نمایم. مگر آنکه در بحث وجودِِ وجود گفتاری باشد که حاضر به مجادله خواهیم بود.به جهت گریز از مسخ شدگی و نرسیدن به پله های واپسین توصیه می گردد از پله اول راهی را نروید که بعد ها منجر به فنا گردد.

رهایی از کرگدن شدن در این دوره نیازمند این خواهد بودکه از عشق کرگدنی بپرهیزید. محتملا" سرخوردگی وکرگدنیست در راه دیگر که وصل به اصل  وجود است راهی نخواهد داشت.

                                      انجمن مبارزه با کرگدن های شاخدار

 

 

                                                                                      

سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: