دیشب آخرین سانس سینما استقلال فیلم حسن فتحی رو پخش کرد

"پستچی سه بار درنمی زند". جدا از مشکلات طی طریق در یک نیمه شب بارانی ونسبتا" سرد از دیدن فیلم لذت بردم. ترکیب زمانها و بیان یک درد مشترک زنانه در سه برهه. باید اعتراف کنم بعد از یک روز سخت وپرهیاهو اینکه در ساعت ١ ونیم شب بخواهی این فیلم رادرک کنی کار آسانی نبود. دیالوگ نویسی حسن فتحی رو دوست دارم از شب دهم تا این فیلم.بده وبستون های عامیانه وغریبی رو تو دیالوگهاش حس می کنم....همه جای فیلم خوب وپرکشش پیش رفت.اما دو سکانس آخر فیلم یه جورایی نچسب بود. یک دفعه شروع کرد به توضیح دادن اینکه، سه ماجرا در سه زمان مختلف با هم در آمیخته و همه این ها یکی اند درحالیکه به نظرم لزومی نداشت. شاید یه پایان شب دهمی فیلم رو جذابتر می کرد.

اما چند نکته :

1-دیدن این فیلم برای زیر 13 سال ممنوع بود ولی خوب من فهمیدم برای بالای 40 یا 50 سال هم باید ممنوع بشه!!!

2-قبل از دعوت همراهان  برای دیدن فیلم  از ژانر فیلم و روحیه همراهان مطلع باشم و گرنه می بایست نوازشهای مادرانه ای راتحمل کنم که :"این چه فیلم اعصاب خوردکنی بود ما رو آوردی؟؟"

3-تهران آخر شب چقدر خوبه؟!کاشکی همیشه برعکس مردم زندگی وکار می کردم.حالا می فهمم که وقتی همه خوابند واقعا" تو این شهر یه اتفاق هایی می افته!!!..مردم تو شب مهربونتر میشن.

4-راستی این گربه ها کی می خوابن؟ساعت 3 شب هم تو خیابونها مشغول گشت وگذار هستن!!!

یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: