در ابتدای جاده صدای نجوایی می آمد

جاده کوتاه شد

نجوا، شیون شد

دوستم می گریست

باران شدت یافت

پل فروریخت

"جاده تا اطلاع ثانوی مسدود است"

دوستم می گریست

مادرش به انتهای جاده رفته بود...

 

 

 

 

سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: