سال 1788 هجری شمسی-Tٍهران

بچه ها سر کلاس درس تاریخ  نشستند. تیچرشون میاد سر کلاس ومیگه: بچه ها امروز می خواهیم در موردسلسله سیب زمینیان با هم حرف بزنیم. بعد از کوروش کبیر و داریوش هخامنشی ونادر شاه افشار و...نوبت رسید به سر سلسله سیب زمینیان. گویند محمود نامی بوده رعنا چو چنار و حوری وش چو ...از فضاحت او در کلام همین  بس که چون رونده ای بوده است بی زنجیر. نقل است به خاطر محبوبیت او در میان مردم زمان خویش وتقدسی که به جهت ارتباط با عالم غیب وهالیان نورانی که داشته ملت ایران تا 200 و یا شایدهم 300 سال پس از او (اسناد دقیق در کتب تاریخی موجود است) نام" محمود" را برای فرزند خویش انتخاب ننمودند.

از کرامات او علاوه بر ملک داری بسیار گفته های ضد نقیضی موجود است. اما معتبرترین سند مربوط می شود به وزارت داخله زمان او که فردی به نام" صندوق تعویض فیلد" شعبده باز وتردست قهار آن دوره ریاستش را بر عهده داشته. این سند روایت می کند که او و تردستش در اراضی وسیعی سبزی و تربچه های ملت را به دلیل آفت سبزینگی از بین می بردند ودر عوض علف هرز می کاشتند تا مردم هم بی نصیب نمانند.

سخنگوی حکومت فردی بود که بی پرده به افشای خدمات خفیه سلسله سیب زمینیان می پرداخت. تاریخ نام او را اِلی ...ذکر کرده وگویند همسر او نیز درباره اِلی... و سر سلسله آن سخن های پر مغزی روان داشته که متاسفانه به دلیل قصور تاریخ (که احتمالا" یکی از پنگوئن های بیگانه قطب جنوب مسبب آن بوده) نامی از این بانوی فاضله- که تمامی سخنان خود را با کلام مقدس خونخوار و خونخواه و خون مک آغاز می کرده

در دسترس نیست.

در آن زمان به جای کشت میوه کشت هسته بسیار رواج داشته که البته حادثه ای نیز رقم خورد. یکبار دو باغبان بر سر رنگ هسته دعوایشان شد یکی می گفت هسته من نفت  است ودیگری معتقد بود هسته او دستیابی به آبهای آزاد است .که البته این هسته دوم از مدتها قبل آرزوی آبا واجدادی این باغبان شمالی بوده است. و سرانجام نیر عهدنامه ننگین" عسلویه چای" به انگشت باغبانان ممهور گشت.

چندین سال از حکومت آنها در خوشی و خرمی گذشت. تا اینکه روز موعود فرارسید. دیدار تیم ملی "خس وخاشاکیان"  با تیم میلی "دلاوران محمود یونایتد". به گزارش ایخشاک (خبرگذاری رسمی خس وخاشاک ایران) بازی در جریان بود که ناگهان داور نشست وسطزمین و زد زیر گریه: چی شد چی نشد: گفت: به من بیچاره کمک کنید من علیلم، من ذلیلم..." محمود یونایتدی ها" محض پاچه خواری به سمت او شتافتند. وقتی خاطر داور از حمایت گسترده آسوده گشت روی به یونایتدی ها آورد... و از این لحظه به بعد طرفداران خس وخاشاکیان با اشعار GOD IS GREATER اعتراض خود را اعلام داشتند. در پی اعلام نتیجه بازی به نفع یونایتدی ها دو مهاجم بر جسته از تیم بازنده شده با نام های امیر خس خان و خشایار خاشاک خان به پا خاستند. در خاطرات الی آمده است که این هر دو از از بازیکنان اجنبی بوده که با برندهای GAP, RAPو ... در زمین حضور داشته اند...اگرچه این نسخه الی کارگر نیفتاد. در پی بر هوا خاستن خس و خاشاک سخنگوی حکومت سبزی فروشان اعلام داشت که: عده ای عوامل از قبایل آنگلوساکسون قصد دارند خس وخاشاک را از جنبه جسمانی خارج وبه جنبه روحانی تبدیل نمایند....لذا برای  آن که طیب خاطر هم ولایتی های عزیز مکدر نگردد بهتر آن است که در این چند روزه ابنیه ودکان ها را تعطیل نموده وبرای تجدید قوا به شمال کشور سیاحتی نمایید.اما سرانجام به تاریخ 18 ماه سرطان  این ترفندها با شکست مواجه شد و تخت وتاج این سلسله بی سلسله بر زمین افتاد و بدین ترتیب سلسله خاشاکیان پا به عرصه تاریخ این مرز و بوم نهاد.

زیییییییییینگ!!!!

خب بچه ها در جلسه بعد سرنوشت سلسله های دیگر تاریخ پر نفوذ و نشیب این سرزمین را می خوانیم....

چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: