خدایا چرا این کشور نفرین شده دست از سر ما بر نمی داره.؟؟؟...همه جای تاریخ هر جا که پایش را به کشور ما گذاشته. یک جای تاریخ این مملکت رو به خون کشیده....حالا هم که دست آوردهای مدرن خودش رو با فراغ بال به مشتی ابله غالب می کند. از کشور روسیه و از هر چی ساخت کشور روسیه است متنفرم...روسیه دارد به هر شکلی و به هر طریقی ایران رو نابود می کنه....این هواپیماهای ما رو کدوم نیروی متخصصی داره تعمیر می کنه؟؟؟....این قطعات از کجا می ایند؟؟؟... از سال ١٩٩٠ تا حالا مردم کشور دارند به پای حرف های ابلهانه ی جمعی می سوزند و جان می دهند. ما در مقابل چه کسی ایستاده ایم؟؟...در مقابل آمریکا یا جان ایرانیان؟؟؟... کجا هستند برادران جان بر کف باتوم به دست؟؟...کجا هستند جان بر کفان نیروی انتظامی اشک آور به دست؟؟....نکند چون در دشت قزوین گشت ارشاد نبوده هواپیما سقوط کرده؟؟؟...نکند چون مدرک دکترای زهرا رهنورد از دانشگاه آزاد بوده سقوط کرده؟؟...نکند بی.بی.سی مردم رو تحریک کرده الله اکبر بگویند وحالا انعکاس آن الله اکبرها باعث سقوط شده؟؟...نکند عده ای آشوبگر و اغتشاشگر درهواپیما جانشان را طلب نموده اند و سقوط کرده؟؟؟...نکند آرش حجازی رفته و آشوب رسانه ای راه انداخته و سقوط کرده؟؟؟..نکند شجریان در هواپیما مشغول خواندن بوده که سقوط کرده؟؟..نه یا شاید هم .....پروازهای مشکوکی از انگلیس در این چند وقته صورت گرفته و در منطقه قزوین بر زمین نشسته است...اصلاً نکند رنگ هواپیما سبز بوده؟؟.....نکند قرار بوده افکار مردم به سمت کشته شدگان برود؟؟؟....نکند قرار است ماهی یکبار در فصل گرم سرگرمی داشته باشیم؟؟...نکند فصل تابستان و بی کاری جوان ها مشکل ساز است؟؟...نکند امسال برای اولین بار برای اوقات فراغتمان برنامه ریزی دقیقی صورت گرفته؟؟؟...نکند همه با هم داریم یک تابستان گرم و طولانی را سپری می کنیم.

ای وای بر من، ای وای بر من....ای وای بر من.....

جعبه سیاه این هواپیما هم رفت همان جایی که یک ماه پیش ٢۵ میلیون کاغذ دست نوشته رفت...و رفت و رفت و رفت.

چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: