شب کنسرت جیرجیرکها

پیرهن پر پولکهرا 

 

 ملودی پرده ی اتاق تنهایی

یه چکه از دونه ی انار

و این قصه ی شهر انار،

پچ پچ دانه ها تو شهر

خبری شده؟

همه گوششون به دیوار شهر

همه منتظرن

خبر رسون رفته بالای قلعه

  

بچه ها ساکت

یکی میگه: بگو چی میگن

« دلم داره می میره ! »

«دلم برا مرگ دلت نمی سوزه! »

«زلزله! »

بچه ها زلزله!

پناه بگیرید

قلعه  شهرتخریب شد

دیوارشهر فرو ریخت

گورهای دسته جمعی

یک کاسه قصه ی انار

با طعم گل های پری

بارون بارید تو کاسه

قبرستون انارها رو آب گرفت

اونی که داشت دلش می مرد، تا زلزله دووم داشت

اونی که دلش نسوخته بود، تو قبرستون حضور داشت

با دونه ی نیمه جون درد دل کرد

 «کاش بدونه دل من قبل دلش مرده براش !»

 

یه  دونه بارون اومد جون اون دونه دراومد.

 

 

یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: