پرنيان آبي ,رشته هاي موسيقي را از آسمان به درياي ترانه مي رساند.آري الحان تو در گوشم مي پيچد,آن گاه كه مي گفتي:چشمانت.و چشم من مجال نداد.غزلواره اشكهاي مرا ستاره هاي نيمه شب تنهايي دريافتند. بغض او هم تركيد وترنم عشق به درياي خيال جاري شد.

پنجشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: