هميشه راهي به سوي عاشقي......مي خواهم بهانه اي براي دوست داشتنش پيدا كنم و اين بار مي گويم كه دوست نداشتنش را دوست دارم و من عاشق اين هستم كه او, ديگري را دوست دارد.اين بغض  من است كه با هر بار ديدنش راهي به سوي بيرون نمي يابد.اگر يك نفر آن لحظه جاي من بود ....و هيچ كس آن لحظات را آن طور كه بر من مي گذرد نمي يابد.عبور سرد از كنارت, حس تمام غرورش و تنفرش از تو,همه را عاشقانه دوست دارم.اصلا او مي تواند كاري كند كه من دوست نداشته باشم؟....حتي عاشقانه هايي را كه براي ديگري مي نويسد با تمام وجود مي بويم ...اينها از حس پاك و عاشق او برخاسته...راه عاشقي بن بست ندارد...تا ابد راهي به سوي عاشقي هست....

یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: