امروز از دریچه ای به من آموخت که در سرزمینی که روح سبز در آن جاریست ؛حسادت همه عشق است.همهء همهء عشق....... بارون شکستن سکوت ناودونه؛و این بارون هنوز ادامه داره و در گوش من زمزمه ی کنه؛که فریاد کن ؛فریاد....ناودون از این سکوت طولانی خسته است و من می خواهم تا آخرین قطره بارون برای ناودون درد دل کنم....
پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: