امروز صبح این پام به انگشتای اون پام چشم غره رفت . در پی شکایت انگشتای پای چپ به محضر دادگاه جلسه اضطراری به مورخ ۳/۴/۸۶ در مقر اصلی مغز به ریاست مغز و معاونت جمجمه و بصل النخاع برگزار گردید جلسه راس ساعت مقرر برگزار و مدعوین این جلسه مورد شکایت را بررسی کردند .

خواهان :انگشت پای چپ

خواسته: انگشت پای راست

وکلای مدافع متهم در پی محکوم شدن انگشت پای راست به یک ماه انجام کارهای عام المنفعه از محضر محترم دادگاه تقاضای فرجام خواهی کردند. متهم مجرم شناخته شد .

دستها دست به کار شدند و به واسطه قرار دادن زبان در پی جلب رضایت شاکی بر آمدند . پای چپ بر شکایت خود مصر بود تا ایتکه بعد بحثها و جنجالهای فراوان قرار ملاقاتی بین شاکی و متهم منعقد گردید درررررررر محل انجام کار عام المنفعه .

محل کار انگشتهای پای راست این پرونده به منظور انجام کارهای عام المنفعه دانشکده ای دور افتاده در یکی از داهاتهای صعب العبور ایتالیا بود که ساکنین ذکور آنجا تنها از دمپایی لا انگشتی استفاده می کردند و پای راست بنده خدا به مدت یک ماه حضور در این دانشکده از فرط چرکولکی پایندگان به ستوه آمده بود زیرا مجبور به تحمل بندک لای دمپایی و جارو کشیدن کثافتهای دانشکده بود . در پی مشاهده این صحنه کثیف و زجر آور ناشی ازعدم رعایت نظافت اون داهاتی های دانشکده سرانجام پای چپ رضایت داد و به پای راست خارج از آن داهات کوره زندگی دوباره ای بخشید .

ببینید پای بچه های اون دانشکده چی بوده چون اگه من ساکن اون دانشکده هستم میگم که پای راست تازه شانس آورده که برای انگشتاش کلاه گیس نذاشته بودند چون ساکنین ذکور آن دانشکده بعضا پا رتیلی هم بودند . ببین کی بهتون گفتم !!!! 

یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: