اصلا به این که مادر من امشب جلوی تلویزیون نشست ودقایقی زار زار برای حمیررضا خیرخواه مجری برنامه صبح بخیر ایران  گریه کرد کاری ندارم.

اصلا به اینکه علیرضا برادران نجار عکاس خیرگزارزی فارس  برادر دو دوست دوقلو و  صمیمی من در دوران دبستان بود  وخودش فرزندان دوقلویی داشت(سوگند وکوثر که کوثر دوری پدر را تاب نیاورد ودر اثر یک اتفاق به آغوش پدر رفت)کاری ندارم.

اصلا به اینکه خلبان گوهری در آن صبح از پرواز امتناع کرد ولی پس ازگذشت  چند ساعت  وبه اصطلاح رفع نقص هواپیما مجبور به پرواز شد کاری ندارم.

اصلا به اینکه ما از سال 1990 تا به حال در تحریم هستیم وتمام قطعات هواپیماها ی ما فرسوده هستند کاری ندارم.

 

اما اما واما به یک نکته کار دارم .این به من وهمه کسانی  که در این مملکت زندگی می کنند مربوط است.من باید بدانم که در کدام نقطه دنیا، در کدام کشور عقب افتاده ویا در کدام قبیله دور از تمدن آفریقایی در سر راه هواپیمایی که در حال سقوط است 2 فرودگاه وجود دارد ولی خلبان هواپیما حق نشاندن پرنده در حال سقوط خود را در هیچ کدام از این دو فرودگاه نداردو باید بنا به دستوری که از بالا آمده حتما در مهرآباد بنشیند؟؟؟...فرودگاه امام و فرودگاه قلعه مرغی در روز 15 آذرز 84 منتظر استقبال از خلبان بابک گوهری وتمام سرنشینان آن هواپیما بودند ولی افسوس که که در آن روز مهرآباد منتظر لندینگ هیچ هواپیمایی نبود.

 

و اینک یک ناگفته که سال ها در دل مانده است ومی خواهم از کسی بپرسم.من می خواهم بدانم که احمد خمینی،  دکتر علیرضا نوری،دانشجویان نخبه ریاضی  دانشگاه شریف،و تمامی سرنشینان C130 چه کرده بودند که برای تنبیه، آنها را از کلاس به بیرون پرت کردند؟؟ مگر نه اینکه تنها اشتباه آنها سر کلاس حرف زدن بود خوب می شد با یک منفی وکسر نمره مسئله را رفع کرد.پس چرا اخراج ؟؟...

.

پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط راهبه نظرات ()
تگ ها: