گیتارم

 

دیروز دلم می خواست

 صدای پای خنده کسی را که سردرگم در راه است

دلم می خواست

 تمام نت های خنده اش را بنوازم با گیتار

دلم می خواست

 برقصم برایش از شادی جهان

آن هنگام که فکر می کردم در برم بود...

شره هرم آفتاب از تپش قلب به لرزه آمد

رقص جهان آغاز گشت...

نت ها در تکاپوی جاری شدن

 گیتارم را به دست گرفتم

قصه در اوج بود

صدای پای...

قهقهه شیطنت طوفان...

گیتارم را باد برد

 

 

 

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
Salar

سلام من از xlink مزاحم میشم وب زیبایی دارین به لینکدونی آزاد ما هم سر بزنید و یک لینک از بهترین پست وبلاگ خودتون رو برای ما بدهید تا رایگان تبلیغ کنیم((تذکر:آدرس مستقیم به وبلاگ مورد قبول نیست و باید به یک مطلب خاص لینک داده شود-برای پست خود نامی را نیز به ما بفرستید)) اگه میشه کد بنر یا لوگوی ما رو تو قسمت تنظیمات وبلاگت قرار بده تا لینک تو رو تو قسمت ثابت قرار بدیم. کد==http://500link.mihanblog.com/extrapage/1 خبرمون کن

عادل

[دست] واقعاً لطیف و لذت بخش....

فرزاد

خواندنی بود. در ضمن: متقابلاً منظورم لینکانده شدن بود. مرد مختصر.

باران امید

سلام راهبه ی عزیز و ادیب ................................ رقص قلمت واژگان را به رقص آورده دوست گلم و چه زیبا و ادیبانه نوشتی... قلمت همواره استوار و مانا باشی بدرود دوست مهربانم[گل]

سید رضا

سلام.زیبا بود.در ضمن چرا ایتالیا به ایتالیا؟ ببخشید کنجکاو شدم.

سرپیکو

این اسم رو دوست دارم "گیتار"... زیبا بود،مرسی[گل] راستی اون فیلم "نیونچکا" رو ببین حتما... گرتا گاربو ی دست نیافتنی!