كي آخريشه؟؟......

يه روز يكي گفت:پشت سر خاليه اما توهم حضور ترسناكه.

امروز اون يكي مي گه:پشت سر پراما توهم خلأ ترسناكه.     

  سينما پاراديزو و سكانس آخر .اونايي كه منو مي شناسن مي دونن كه با اين فيلم زندگي مي كنم . جالبه بعد اون شب باروني ........ديگه .... نبودو 30 سال بعد در يك شب مهتابي....30 سال و شايد گاهي هرگز.....توهم اين خلأ ترسناكه.....من مي ترسم و بدتر از اون وقتی که ندونی آخرین بار کدومه؟....بعدها می فهمی که آخری بوده!!!

همه جا ساکت بود ولی فریاد من به گوش نرسید.یکیمون عمودی بود و یکی افقی....تقاطع ,تصادف و حالا خط ترمز در مسير جاده....

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
هانيه

پشت سر پره . اما توهم خلا ترسناکه ... با من باش ... راستی. دلم واست تنگ شده مثه چی می بينمت ...

عليرضا

فکر کنم دوران نوشته هايی که من ازش هيچی نمی فهمم دوباره داره شزوع ميشه. من که از اين هيچی نفهميدم. ولی ترسيدن از خلا پس از حضور و حضور پس از خلا هيچ دردی رو دوا نميکنه. خوش باشين.

هانيه

منم و حسرت با تو ما شدن تويی و بدون من رها شدن . آخر غربت دنياست مگه نه؟ اول دو راهی آشنا شدن ...