تولد پسرم!!!

دیروز تولد 4 سالگی پسرم بود... بچه ای که 4 سال پیش تو شرایطی عجیب و غریب پا به این دنیا گذاشت.... با تلنگر کسی که خودش هم متوجه آن تلنگر نشد و رفت. تو این 4 سال خیلی شرایط عوض شد و این بچه همش با من بود...اون موقع که به دنیا اومد نه از این خبری بود و نه از آن... و حالا، هم این رفته و هم آن!!!....خب یه زن تنها تو این شهر درندشت ...اون موقع که این کوچولو به دنیا اومد هنوز یارانه ها هدفمند نشده بود!!!....هنوز همه چیز اروم بود...ولی خب الان یه پشه که نیشش میزنه به من میگه مامان چرا این پشه ها باید راحت خون منو بخورن هر چقدر که دلشون بخواهد ولی من و تو باید هدفمند غذا بخوریم..هدفمند حرف بزنیم...بی اجازه حرف نزنیم...و خب من هم بازیگر خوبیم. تازگی یاد گرفتم یه لبخند بزنم و بگم : من سکوت می کنم!!!...تا دیروز از این بچه راضی بودم  چون همش باعث اومدن حس های خوب تو زندگیم بوده..ولی کم کم دارم به بعضی آزار و اذیت هاشم فکر می کنم...اما خوشحالم که هنوز  تنها موجود این دنیاست که همه حرف هامو بهش میزنم و هنوز دوستش دارم ... ایتالیا به ایتالیا جون، پسرم،  تولدت مبارک!!!

مادرت راهبه

/ 6 نظر / 13 بازدید
sama

تولد پسر خوشگلت مبارک عزیزم[قلب][گل]

سرپیکو

اولای پست رو که میخوندم واقعا فکر کردم تولد پسرتون! نگو منظور پسر مجازیه!!! تولدش مبارک[گل]

امیررضا تجویدی

تولدش مبارک مهشید جان. زنده باشی

عادل

تولد ایتالیا به ایتالیا مبارک .... ولی نمی دونم چرا هیچ وقت حس پدری رو نسبت به داشته هام نداشتم؛ شاید چون اصلاً دوست ندارم پسر یا دختری داشته باشم ... فکر میکنم نفسم رو میگیره ...شاید!

مسافر

دور نباشد که فرزندتان با قلم و قدم خویش ایرانی آباد و سرفراز را رقم زند آمین دست حق نگهدارتان

ذهن طلایی

این بچه تنها چیزی است که تا سال ها برایتان می ماند.. همان قدر که من تنها چیزی ام که برای مادرم مانده ام.. نعمت خیلی بزرگی است.. خیلی قدرش را بدانید.. مادرم هم من را تنها به دنییا آورد.. تنها بزرگ کرد..