امشب.....

پرنيان آبي ,رشته هاي موسيقي را از آسمان به درياي ترانه مي رساند.آري الحان تو در گوشم مي پيچد,آن گاه كه مي گفتي:چشمانت.و چشم من مجال نداد.غزلواره اشكهاي مرا ستاره هاي نيمه شب تنهايي دريافتند. بغض او هم تركيد وترنم عشق به درياي خيال جاري شد.

/ 0 نظر / 6 بازدید