خدایا چرا من؟‎

 

درسی که آرتوراشی به دنیا داد

قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون (Arthur Ashe)آرتوراشیبه خاطر خون آلوده ای که درجریان یک عمل جراحی درسال ۱۹۸۳دریافت کرد به بیماری ایدز مبتلا شد

ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنیا نامه هائی از طرفدارانش دریافت کرد.

یکی از طرفدارانش نوشته بود :  

چراخدا تورا برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟

آرتور در پاسخش نوشت :  

دردنیا  ۵۰ میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند

 ۵میلیون یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند

۵۰۰هزارنفر تنیس رادرسطح حرفه ای یادمی گیرند

۵۰هزارنفر پابه مسابقات ‏می گذارند۵هزارنفر سرشناس می شوند

۵۰ نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدامی کنند

۴ نفربه نیمه نهائی می رسند و دونفر به فینال

وآن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم

هرگز نگفتم خدایا چرا من؟

وامروز هم که ازاین بیماری رنج می کشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرپیکو

جالب بود و تاثیرگذار... ممنون.

عسل

سلام راهبه جان [قلب] خدایا چرا من؟A�� خوب بود [لبخند] . مي خواستم بپرسم موافقي " ايتاليا به ايتاليا " را لينک کنم در کندوي عسل؟ تو هم اگه دوست داشتي لينکم کن. [گل]

تخته خاکستری

یاد خودم افتادم. یاد 19 تیر 1376 که دچار آن تصادف شدید شدم و تا دم مرگ رفتم. مدام می‌پرسیدم که چرا من؟ حتی بعدها فیلمنامه ای در این باره نوشتم که هیچ وقت کامل نشد.

سحر

صبح گاهان با خیالت با دلی پراز رمز و راز با نسیم خوشبوی جانت در بستری که بوی ترا دارد نفسی که عطر ترا دارد آغاز میکنم بودنم را گل یاس نگاهت در جانم خانه کرده رنگ چشمان تو رنگ آسمانم شده عطر جانم بوی گلهای تن ترا دارد حرف اولم، حرف آخرم تویی صدایم صدای توست خانه ام ترا فریاد میکند چشمانم ترا جستجو میکند دستانم ترا می کاود نگاهم به در مانده گریه ام رود خانه نامت شده خنده ام ترا صدا میزند من در وادی تنهاییم ترا می خواهم آیا یاد داری مرا آنزمان که دل را بتو باختم آنزمان که ایمانم را در گرو چشمانت گذاشتم سلام روزت بخير باشه....عالي...گلم آبجي سحر موقتاً به كلبه جديدش رفته( گفتم موقتاً) دعوتت مي كنم به كلبه جديدم يه سر بزني...با مطلبي جديد در كلبه اي جديد...مسلما اومدنت مثل هميشه خوشحال مي كنه روزت قشنگ و دلفريب مهربانم

حمیدرضا

واقعا" راست می گفت . . . . اگر آپ کردی خبرم کن ممنون /.....اگر خواستی به من سر بزن ....با تشکر

سمانه

راستش چند وقتی هست که حوصله سئوال پرسیدن رو هم ندارم . بذار خدا کار خودش بکنه . آخرش که چاره ای جز فهمیدن نداریم .

سرپیکو

سلام. من بیشتر فیلم ها رو از تهران سفارش میدم... یه کم دیر میرسه دستم ولی می ارزه... ممنون از حضورتون[گل]

حمیدرضا

ممنون از این که سر زدی .. . من به روزم اگر خواستی سر بزن .... ممنون

حمیدرضا

سلام من به روزم . . . . . . منتظر پست جدیدتم . .. . .