دلایل لازم و کافی برای باریدن

دچار سرگردانی عجیبی شده ام و منتظر یک واکنش. فکر می کنم به این که بعضی ها قرار دادهایی به غلط در یک مقطع زندگی با خود بسته اند و حال تارهای آن، چنان تنیده شده که خودشان هم فراموش کرده ا ند عامل این بی هدفی را خود بنا نهاده اند. گاهی در مورد بودن شخصی در زندگی و نبودن او باید تصمیمی گرفت. به دوش کشیدن بار هستی به تنهایی ...

2روز جمعه همسایه جدیدی وارد آپارتمان شد. پس لرزه ورود این همسایه جدید هم چنان  قابل لمس است. اصولاً با کسی هم صحبت نیستم. اما حضور یک خانواده روحانی بازتاب هایی دارد که حتی 7 صبح و هنگام خروج از خانه هم به گوش می رسد...آخرین گفته به گوش اصابت کرده" ماه رمضون رو چی کار کنیم حالا؟؟هر روز ....راه نندازه؟؟"

3بزرگراه نواب از میدان جمهوری به پایین بسته شده به خاطر تونل توحید.چند روز که دیگه از سر باقرخان تا میدان جمهوری دیگه ترافیک نیست. اگر گذرتون افتاد اون طرف اگر تونستید یک دسته گل بخرید گلفروشهای سر چهارراه چند روزه خیلی بلند داد می زنند. هواهم گرمه....

4حافظ  داره یک نشانه هایی رو می ده. نوشته ها بازتاب نشانه هاست. اما پیله های تن اسیرمان کرده. می شود شکافت؟؟....می شود یک بار دیگر ریسک کرد و گفت. یکبار دیگر تصمیم بگیری به کسی حرفی بزنی که می دانی ممکن است به تخریب ذهنیتش منجر شود...چرا او تصمیم نمی گیرد واکنشی نشان دهد!!؟؟؟...

5-از چند چیز متنفرم شیر نیم گرم ، بی عدالتی و میوه های لهیده و ترس از تصمیم گرفتن و لوبیا چیتی .

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیررضا تجویدی

سلام علیکم من برنگشته ام ها! ۱:خب من هم برای همین رفتم ۲:عادت میکنی ۳:چشم،ما که خیلی گذرمان آن طرف ها نمیفتد ۴:بدون شرح ۵:من هم از بادنجان،خاله زنک بازی،انبه و ده نمکی و ماهی سرخ کرده

سینمافردا

دوست عزیز با سلام و احترام مجموعه سایت های اطلاع رسانی و آموزشی سینمافردا همراه شماست . به امید روزهای بهتر www.cinemafarda.com

سرپیکو

آها حالا فهمیدم!... هیچی... راستی... من ... زمستانم آرزوست!

فرزاد

وقتی روی واژه‌ی «راهبه» در لیست دوستان وبلاگم کلیک می‌کنم می‌دانم و مطمئنم که باید حالا حالاها درست به اندازه خواندن چند متن از وبلاگ‌های دیگر صفحه وبلاگت را باز نکنم چون تا دلت بخواند خونسرد است و دیر باز می‌شود. اما امروز تند و سریع باز شد ولی در منو بار پایین صفحه هنوز عبارت «در حال انتقال اطلاعات» سرگردان مانده بود انگار واژه‌ی Done یادش رفته بود. اما این روضه برای چی بود؟ بر اثر یک تصور و خیال کاملاً انتزاعی درکم از متن «دلایل لازم و کافی برای باریدن» شبیه این وضعیت شد. Done را گم کردم. مرد مختصر.

اتنمغ

غعن

پیشکی

1- به خداتوکل کن (جواب یه خوشحال که هنوز نمی دونه خدا یعنی چی !) یا بیخیالی طی کن 2- بسپرش به خدا ( کسی که خدا رُ با مدیر ساختمون اشتباه گرفته!) یا یه ماه که بیشتر نیست 3- قول نمی دم کلا فرقی هم نمی کنه 4- چون همه حرف ها فهمیده نمی شن . همون جور که همه کرما پروانه نمی شن . تا حالا از کرمایی که تو پیله حبس می شن و به خلاصی نمی رسن چیزی شنیدی ؟ 5- همش هستم نافرم

امیررضا تجویدی

سلام مهشید جان به روزم با یادداشتی نیمه تحلیلی در مورد واژه سوپراستار در سینمای ایران حتما بخوان،نظرت را می خواهم

ح.برومند

سلام دوست عزیز[گل] با یک مطلب جدید منتظر شما ونظر سازندتون هستم[گل][چشمک][گل] موفق باشید[چشمک]