چه کابوسهایی که می روند!!!

و اما من...

 

اولش: تموم. بالاخره تموم شد. ماراتن نفس گیر پایان نامه  و دفاع  سر انجام به تاریخ 28 بهمن ماه 1388 به پایان رسید. . . و در روز 28 ام خدا راهبه را از نو آفرید!!! (نمره ام 19.25 شد، خودم باورش ندارم هنوز!!)

 

دومش: واااای من نبودم چه ها شد...

جشنواره فیلم آمد و رفت و من مسرور از اینکه فرصتی برای شرکت در دولتواره فیلم  نداشتم!!!

زلزله ای هائیتی را لرزاند و من دوباره به یاد آرزویی نوستالژیک افتادم: ای کاش یک عضو صلیب سرخ بودم! عجیب به حس خوب این پزشکان بدون مرز حسودیم می شود!!!

 مردم خوشه بندی شدند و بعد طبق معمول  همیشه این سرزمین در نیمه های یک شب زمستانی کسی بلند شد و همه ی خوشه ها رو به شوخه (صورت معرب همان شوخی) تبدیل کرد!!..

و آواتار هی فروخت و هی فروخت هی فروخت و من ماندم و آرزوی دیرینه: ای کاش یک جیمز کامرون بودم یا حداقل یک جیمز کامرون داشتم!!!

 

سومش: تو این مدت که نبودم کلی از بچه ها چه آشکارا و چه یواشکی تو فضای وب به دنبالم بودن. از همه دوستان نادیده ام ممنون: سمانه، آزاده، امیررضا، وحید، سینا، سرپیکو، فرزاد و...بچه ها یادتان در ذهنها پایدار!

 

و آخرش: در لحظه لحظه نفس کشیدنهای سخت این روزهای گذشته، تپش قلبم واشکهایم از فراز سیاره ای ناشناخته با سرنشینی نادیده کنترل می شد. من سپاسگزار نادیده ای هستم که حفظ تعادل مدار زندگیم را در روزهای پرتنش و پرتپش  در دست داشت...ممنونم که تاب آوردی روزهای بی تابی مرا!...

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
عادل

حس مشترکی دارم این روزها؛ شما دفاع کردید و من خدمت ...دوران آموزشی رو تموم کردم و هم اکنون دارم عمیقاً نفس می کشم ...

وحید جلالی

پس قضیه پایان نامه بود.داشتیم یواش یواش نگران می شدیم.اونم با این پست آخری که گذاشته بودی.چه خوب که حالامی تونی بیشتر اینجا باشی.منتظر پستهای بعدی هستم.راستی چه رشته ای می خوانی؟ البته اگر فضولی نمی کنم.

morteza

تبریک میگم اینشا الله به سلامتی ارزوی موفقیت میکنم برات

امیررضا تجویدی

سلام مهشید جان خوش آمدی خواهر مجازی،خیلی نگرانت بودم عزیز،امیدوارم باز هم پرصلابت به کارت ادامه بدهی خوشحالم که پایان نامه ات را با این نمره درخشان تمام کردی... در مورد جشنواره هم چیز خاصی را ازدست نداده ای! آوتار چندان هم خوب نیست...

سرپیکو

سلام. چه خوب که بعد از مدتی دوباره نوشتید! و خوشحالم که در اون ماراتن نفس گیر پیروز شدید... تبریک میگم.

سینا

تبریک می گم ... عجب نمره ای گرفتی من که تو راهنکایی هم همچین نمره ای نداشتم ... اواتار رو ولش جشنواره هم هیچی ... ولی هائیتی رو جالب نوشتی منم دوست داشتم به عنوان عکاس برم ...

سینما و دیگر هیچ

وب سايت سينمايي www.onlycinema.ir با مطالب گوناگون و متنوع آپديت شد. هر آنچه از سينما ميخواهيد: سينماي ايران سينماي جهان مراسم اسکار جشنواره فيلم فجر گفتگو نقد و بررسي مقاله جدول فروش هفتگي ايران و هاليوود انيميشن گالري عکس و... در بخش نقد خوانندگان از نقدهای برتر با ذکر نام نویسنده مطلب استفاده خواهد شد. www.onlycinema.ir

علیرضا

تبریک میگم. خدا رو شکر که راحت شدید و تموم شد. دست راستتون روی سر ما!

مرد مختصر

تبریک می گویم. من به شیرینی می اندیشم. آن هم از نوع شیرینی های نیشکر در خیابان ولیعصر روبروی جام جم. اگرچه گران است اما خدا را شکر کن که به همین رضایت دادیم. فرض کن داری حکم قضایی می خونی. مرد مختصر.

آزاده از کلبه ی ویوارا

تبریک بخاطر نمره ی قشنگت ای کاش یک جیمز کامرون بودم یا حداقل یک جیمز کامرون داشتم!!![خنده]ایول خوشم اومد جمله دومتو توی پرانتز:عاششششششششششششششششقتم مهشید