ناجی

تو در آن دریایی ،میدانم شادی ، با هم می روید ....می خندید.... نسیم دریا..... دستان شما ....و خنده های بر لبانتان .

من در ساحل نشسته ام. نسیم دریا برای من غمی سنگین تر است، پیغام از دریا می آورد. ای کاش یکی از آن دریا نشینان می فهمید کسی در ساحل دارد غرق می شود .....

من غریق ساحلم .........من دریا می خواستم ،دریایی ها دل به ساحل بسپارید. اینجا ناجی نیست .

ناجی چرا رفتی به دریا ...........

ناجی غریق تو در ساحل بود ........

ناجی تو به دنبال که رفتی ....

ناجی آن فانوس دریایی اشتباه روشن شد .......

ناجی به دادم برس .

ناجی دریا را رها کن .

ناجی ساحل را بیاب .

ناجی برس.......

و تو آمدی اما من غرق شدم..........

جنازه ی من ......حداقل جنازه ی من را به دریا بسپارید.

ناجی ،جنازه ی من را باخود ببر.

ناجی، من از ساحل تنهایی می هراسم مرا به دریای خود ببر،

مرا به دریا بسپارید........

مرا از ساحل برهانید........

ساحل قتلگاه من است

یکی مرا دریابد.

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

سلام راهبه عزیز با مطلبی تحت عنوان:مورد عجیب مانی حقیقی آپم. سر بزنید حتما

یکی از میان قدیسین

سلام اولا فکر کنم بعد از دیدن فیلم درباره الی این شعر رو صادر فرمودید (شوخی) قشنگ بود ثانیا از باب پست قبلی من مدتهای مدیدیه که فهمیدم با چند میلیون گاو زندگی می کنم عادت می کنی فکرش رو نکن. در بابا پایان نامه هم شاید آبرومندانه تر باشه که برش دارن چون الان تجارت و خرید و فروش پایان نامه به بقیه رسوایی های این ملت اضاف شده

امیر

سلام راهبه عزیز با چقدر ما بدبختیم! آپم. حتما بخوانید.

امیر

سلام راهبه عزیز با حریم و یک دنیا سوال به روزم. حتما بخوانید.

سید رضا

صبور باش.آرامش نزديك است.يا حق

امیر

اجع بهش فکر نکنید.یک نقد بی منطق بود بر یکی از ناهنرپیشگان!

امیررضا تجویدی

سلام راهبه عزیز اگر تمایل دارید تا برترین های سینمای ایران از دیدگاه من را بدانید،مطلب جدیدم را بخوانید.

تخته خاکستری

این نعمت بزرگی ست که شما 22 روز که نمی نویسید هیچ چی تان نمی شود!... من به روز پنجم که می رسم دچار خودجفاکارپنداری می شوم!

امیررضا تجویدی

سلام راهبه عزیز با مطلبی غیر سینمایی!(برای اولین بار)بروزم.سر بزنید.نظرتان را میخواهم در مورد این مطلبم که ببینم ادامه بدهم هر از چند گاهی غیر سینمایی نوشتن را یا نه!

پیشکی

مهشید جونم چه شعر عجیب و چسبناکی . می شینه به شیشه ذهن آدم و پاک نمیشه .