سر اون پيچ....

ديروز سر پيچ چند تا نگاه تو هم پيچيد.چون 2 تا نگاه كه بايد مي پيچيد، نپيچيد و3 تا نگاه كه نبايد مي پيچيد ،پيچيد مثه چي.در تنيجه ي اين نگاه هاي پيچ وا پيچ كار 2 نفر بد جور توهم پيچيد.چون بعد اون پيچ يه آدم پرپيچ از جلسه امتحان بيرون پيچيدو كارا حسابي تو هم پيچيد.پيچ اصلي از بين اون 3تا پيچ با يه نگاه فيتيله پيچ به اين آقاي پرپيچ،بد جوري به هم پيچيد.چون كه فكر كرد تموم اين ده ماه رومونده سرپيچ، اونم براي هيچ. پس دوستاشو پيچوندو رفت.با رفتن پيچ اصلي(كه يه چيزي تومايه هاي اين جورپيچاست كه دقيقا همين مدل پيچشم براي ما شد كلاف پيچ واپيچ....بماند)قضيه  بد جور توهم پيچيد ومنجر شد به بحثاي پيچ واپيچ مقابل پيچ اصلي دانشكده پزشكي.

انقدر حرفا تو هم پيچيد كه فقط يه بارون سه پيچ تونست برسه به داد اين  آدماي پس وپيش.

مشكل اون پيچ اصلي اينه كه اين آقا هر وقت مي رسه سر پيچ ،راهنما مي زنه ولي انگار يكي بهش مي گه:نپيچ.در تنيجه ي اين كار بي سروپيچ،يكي از اين وريا رو مي ندازه تو افكار پيچ واپيچ كه- اگه اين آقا مي خواست بپيچه چرا همين كه رسيد سر پيچ،مسيرش شد مار پيچ؟؟؟!!! يكي نيست به اين بنده خدا بگه اگه ما مي خواستيم تو رو بپيچونيم كه خودمون پا نمي گذاشتيم پيش.برادرم وقتي مي رسي سر پيچ، يا بپيچ يا الكي انقدر نشو پاپيچ.الكي مي ري سر اون پيچ با اون موهاي پيچ واپيچ وكمر سه پيچ –راهنما مي زني كه چي؟؟؟؟؟(مصرف بنزينتم مي زنه بالاي سه ليتر ،حالا بيا درستش كن ...كلاف مي شه پيچ واپيچ).

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
معصومه

يه چيزی تو سرم پيچيد مثه چی اون سه نفر ديگه(یکیشون مامور کیشیکه مثه چی) رو که هميشه تو پيچ حاضر و ناظرن بدجوری پيچوندی تو متنت مثه چی!!!!!!!!

هانيه

باحال بود مث چی... آخرش يه مو رو کلش نميذارم و با يه حرکت فيتيله پیچ میپیچونمش تا خود همون پیچ....ببین کی بهت گفتم!!!!!

هانيه

عمق مطلب انقدر هست که دوباره اومدم. اگر اون صداهه بهش نميگفت نپيچ ٬ من تصمیم نمی گرفتم اذیتش کنم... امیدوارم شنبه همه جیز حل بشه . ..

عليرضا

ديشب يه سر اومدم ايتاليا. ولی توی اين خيابون های پيچ و واپيچش گم شدم و ديگه نظر ندادم. اولش که درباره تکامل شنيدم فکر کردم که از اين سلسله کلاسهای اختياری بحث آزاد هست که عموما آدم های بيکار برای اختلاط کردن توش جمع ميشند. و از اون جهت تعجب کردم که مگه ممکن هست همچين کلاسی امتحان هم داشته باشه. و مطلب ديگه اي هم که اون استنباط من از قضيه رو تاييد کرد همين مطلب شما بود که ديشب خونده بودم. حس کردم پای نفر يا نفراتی به غير از «ما ۳ نفر» در ميون هست. ممنون که به ما سر زديد. خوش باشين.

عليرضا

من حتی يک کلمه هم از چيزهايی که توی نظرات من نوشتيد نفهميدم. اگه منظورتون از «جمع نبند» عبارت «ما ۳ نفر» هست اون رو از وبلاگ برررررنگرد نقل کرده ام. وگرنه من به هيچ عنوان از قضايای موجود هيچ اطلاعی ندارم.